دانش روز به ما مي آموزند كه در اين جهان هيچ چيز از بين رفتني نيست و هرچه هست دگرگوني و تغيير شكل و فرم است. هيچ انرژي و نيرويي از بين نرفته و تنها به گونه هاي ديگر انرژي دگرگون مي شود. ماده نيزكه خود گونه اي انرژي يا بهتر بگوييم انرژي انبوه و توده شده است، يا در يك فرآيند واپاشي و يا درهم آميختگي با ديگر ماده ها دگرگون مي شود. بنابراين انسان نيز، كه خود توده ي انبوهي از انرژي هاست، كه در فرهنگ زرتشتي به نام هاي تن و جان و روان شناخته مي شوند، در چارچوب همين قانون مندي قرار مي گيرد زيرا كه او نيز بخشي از همين آفرينش است.

آييني كه در دين زرتشتي براي درگذشتگان برگزار مي شود با باور به اين پديده ها است:

۱ـ دگرگوني شكل تن

۲ـ از ميان رفتن جان

۳ـ ادامه ي هستي روان

مي دانيم كه پس از رويدادن پديده ي“ مرگ” كه به راستي معني و مفهوم آن “دگرساني” يا “زايش دوباره” و يا “ادامه و پيشروي” مي باشد، دگرگوني هاي زير روي مي دهند:

تن : كه تشكيل شده است از مقداري گوشت، پوست ، استخوان، رگ، پي و غيره در زمان بسيار كمي پس از مرگ براثر گرما، نَم ، باد و هوا و كاركرد جانوران و حشره ها پوسيده و پلاسيده شده و عناصر آن از هم وامي پاشد و هر عنصري به سرچشمه ي خود بازمي گردد و يا پس از تركيب شدن با ديگر چيزها، جسم جديدي را مي سازند. ولي به هر روي كوچكترين ذره اي از آن از بين نمي رود و نابود نمي شود.

جان : نيروي جنبش بدن بوده و به سان ديگر نيروها  مانند گرما و برق، آغاز و انجامي دارد. وجود اين نيروها از پايه بستگي به دستگاه هاي توليد كننده ي آنها دارد كه اگر آن دستگاه از هم بپاشد، ديگر آن نيرو توليد نمي شود. بدن ما هم همين حالت را دارد و هنگامي كه يكي از عضوهاي بنيادين آن خراب شده و از كار بيفتد، ديگر نيروي جان توليد نمي شود.

روان : گفتيم كه در اين جهان هيچ چيز از بين نمي رود. روان انسان نيز در چهار چوب همين قانونمندي اشايي قرار دارد. “ روان ” يك نامگذاري كلي از مجموعه ي نيروها و پديده هايي است كه “ درون انسان” را تشكيل مي دهند يعني “دين يا وجدان”، “بئودا” ، “سروش” و “فروهر” كه اينها همه بخش هايي هستند از دو نهاد يا ضمير خودآگاه و ناخودآگاه، كه از اين دو نيرو مي توان با عنوان كلي “ آگاهي” نام برد.

پس از رويدادن پديده ي مرگ، فروهر كه از سرچشمه ي خود يعني اهورامزدا براي راهنمايي و روشن نمودن راه پيشرفت در درون انسان عمل مي كرد به سرچشمه ي خود باز مي گردد و مي ماند “ آگاهي” كه “ وجدان” را در خود دارد و اين وجدان كه به راستي نتيجه و برآيند زندگي انسان است، درجه و پايه ي تكاملي روان را در اين هنگام روشن مي نمايد كه همين ، آغازي است براي ادامه ي راه تكاملي آن.

آييني كه زرتشتيان براي بدرود با درگذشتگان انجام مي دهند برپايه ي اين باور است كه بازماندگان مي خواهند رفتنِ روانِ درگذشته به پشتيباني و ياري آنان و با آسودگي بيشتري انجام گيرد.

برچسب‌ها: دین زرتشت

تاريخ : چهار شنبه 11 / 8 / 1394 | 12:3 قبل از ظهر | نویسنده : کوروش پارسی |

بنگر ـ بپرس ـ‌ بشنو ـ بیندیش ـ برگزین


زندگی برآمده ای از گزینش های ماست

دین چیست؟ خدا چیست؟ کجاست؟ زندگی چیست؟ چه هدفی دارد؟ من چیستم؟ کیستم؟ چرا هستم؟ هدف چیست؟ چرا شاد نیستم؟ شادی چیست؟ چرا خوشبخت نیستم؟ خوشبختی چیست؟ راست چیست؟ دروغ کدام است؟ نیکی چیست؟ بدی کدام است؟ و و و

بسیاری سرگردانیم، راه را گم کرده و یا از آغاز نیافته ایم، خود را در این جهان بدرستی نمی یابیم، هدفی در زندگی و از زندگی نداریم.


در خود دوگانگی و گاه چندگانگی داریم، با خود مبارزه ها داریم، رفتارهایی داریم واکنشی، از روی احساس و بدون اختیار. این چندگانگی ها، مبارز های درونی و واکنش های احساسی به جهان بیرون و پیرامون نیز بازتابیده و زیان به بار می آورند، دوستی ها، پیوندها و زناشویی ها را یا نمی سازند و یا به بن بست می کشانند.


تندرستی یا بهتر بگوییم بهبودی کامل کمیاب است و یا چنین انگاشته می شود که همه چیز در کارند تا تندرستی را از انسان بگیرند. دردهای تنی و روانی جای بزرگی در زندگی بسیاری دارند و در پی آن داروهای گوناگون، از شیمیایی و آزمایشگاهی گرفته تا بسی گونه های ویتامین های دست ساخته و داروهای خواب آور و ”آرامش بخش” و آنتی اکسیدان ها چنگار ستیز!


دروغ که دیگر غوغا می کند! از آنچه دروغ کوچک و سپید و ”مصلحت آمیز” خوانده می شود تا دروغ های بزرگ و ”شاخدار” و ”شاخ درآر”! خود فریبی تا دیگر فریبی در بسیاری جاها و کسان سخن نخست را می گوید. مذهب های امام ـ امتی، ارباب ـ‌ برده ای، شبان ـ گوسپندی و مالکان زمین و زمان هم خود سردسته فریب کاران بزرگ بوده و هستند.


بزرگسال های کودک مانده، بر سر اسباب بازی های خود که آنها را در قالب قدرت و سیاست می ریزند، به سر و روی هم می کوبند. خود ـ سرکردگان سیاسی، خود را نمایندگان همیشگی ”مردم” یا امت و خدا بر روی زمین می دانند. مردم بر سر چاه می روند و از درون آن ”حاجت می طلبند”. از آن سو نیز اسباب بازی های بزرگتر جنگی و اتمی را بر روی هم نشانه می روند تا بگویند به برج و باروی من نزدیک نشو که خونت پای خودت است!


اینها همه یکسو، از سوی دیگر


هستیم و هستند آنان که خود را به نیکی و بسندگی شناخته و راه نیک خویش را در زندگی یافته اند، مهر خود و دیگران در دلشان جای دارد و نیکی همگان را می خواهند، شادی را از درون خویش می جویند و می یابند، تن و روانشان از درستی بسنده برخوردار است، نیازی به دروغ بودن در خود نمی بینند و با راستی خویش بر راستی گیتی می افزایند


در خود و با مردم و گیتی و ”خدایشان” به یگانگی رسیده اند، اختیار خود را خود دارند، کنشمندند، سازنده اند، پیوندهای خانوادگی، دوستی و همسری شان نیرومند، شکوفا و شادی بخش اند.


که البته اگر راستش را بخواهیم، از اینگونه کسان بسیار کمند آنانکه در کار راهبردی و ساماندهی کشورها، برگزیده مردم بوده و سخن درست و راست و نخست را بگویند. اما آن را هم می شود درست کرد.


 


آری، هر دو اینگونه مردم، همه جا هستند.


اما… آیا می دانید که ریشه این ناهمسانی بزرگ و فراگیر در این دوگونه انسان در چیست؟ می دانید آنچه آن یکی را چنان می کند و این یکی را چنین چه می باشد؟

یک چیز و تنها یک چیز: باورـ ها


آری باروها:

باورها، جهان بینی و دیدگاه انسان را از خود، گیتی و خداـ یان می سازند.

جهان بینی، اندیشه را می سازد و اندیشه گفتار و کردار را.

اندیشه، گفتار و کردار منش را می سازند.

منش ها فرهنگ ها را شکل می دهند. فرهنگ = آفریننده پیوندها و تراکنش های مردم در یک همبودگاه

همبودگاه ها گیتی را به هم می آورند.

پس در یک کلام می توان گفت که:

پایه و مایه برپایی جهان بر جهان بینی هاست و جهان بینی ها باورهای ما هستند


شاید بگویید که جهان که تنها جهان ما انسان ها نیست، و البته درست است. اما این نیز بدانیم که همین انسان با باوری ناساز و نا هماهنگ با جهان و سامان راست و درست آن می تواند ویرانگر جهان خویش و دیگر باشندگان آن باشد. چنین نیست؟


و در یک کلام دیگر:


باور خویش را راست و درست گردانیم تا جهان نیز راست و درست گردد


و


اگر می خواهیم جهان را دگر کنیم راهی نیست جز آنکه نخست خود را دگر کنیم

 

برچسب‌ها: دین زرتشت

تاريخ : چهار شنبه 11 / 8 / 1394 | 11:58 قبل از ظهر | نویسنده : کوروش پارسی |

 آرمان دین بهی (به زبان ساده)


نوشتاری از : موبد کامران جمشیدی

 

آرمان دین بهی خوشبختی و رستگاری است

که همانا خشنودی انسان و آرامش و آسایش تن و روان می باشد.

دین بهی به ما می آموزد که تنها راه رسیدن به این آرمان پیمودن راه راستی است زیرا راستی و درستی آن حقیقتی است که بر بنیاد آنها زمین و آسمان و هر چه در آنهاست آفریده شده و آفریدگار آنها نیز خداوند یکتا و ابردانای هستی بخش است که اشو زرتشت، آموزگار ما آن را اهورامزدا نامیده است. این آفرینش بر بنیاد هنجاری پیدایش یافته که قانونی است دگرگون نشدنی و جاودانی. نام این هنجار «اشا asha»  می باشد.

بر پایه ی این هنجار هر کنشی در هر جای جهان انجام گیرد واکنش مناسب خود را خواهد داشت و از این رو هر کار درست و هماهنگی با اشا نتیجه ی خوب و درست و وارون آن هر جنبش و کاری که نادرست باشد نتیجه ی آن نیز نادرست و «بد» خواهد بود.

ما انسان ها نیز که جزوی از این آفرینش هستیم اگر خود را با هنجار هستی (اشا) هماهنگ کرده و اندیشه و گفتار و کردارمان بر آن پایه باشد، خوب و اشون ashavan بوده و نتیجه ی کردارمان نیز خوب و اشویی است. این نتیجه ی خوب،  خشنودی آورده و به آرامش دست می انجامد. آرامشی که میوه ی آن پیشرفت و رسایی (تکامل) بوده و تن و روان را به آرامش و تندرستی رسانده و زندگی آسایش می یابد.

ddd

انسان پدیده ای است اجتماعی و برای داشتن یک زندگی آرام و آسوده نیازمند به داشتن جامعه ای آرام و آسوده است تا همه ی یگان های باشنده در آن بتوانند در این آرامش هنباز (شریک) باشند. بنابراین برای هر زرتشتی این یک نیاز و یک خویشکاری (مسئولیت) است تا به آرام سازی جامعه ی خود نیز یاری رساند.

این خویشکاری، خود جزوی از هنجار اشاست که در پیوند با «انسان اجتماعی»، انسانی که دارای نیروی اندیشه گری بوده و می تواند گزینش کند، دارای مینش (مفهوم) می گردد. در برابر خویشکاری، آزادی گزینش قرار دارد، بدین مینش که انسان اگرچه آزاد است که از میان راه های گوناگون برگزیند اما باید آگاه باشد که پاسخگوی نتیجه ی گزینش خود خواهد بود.

برای اینکه این گزینش ها به درستی انجام گیرد، به دو چیز نیاز است:

۱-   وهومن یا بهمن، منش نیک یا خرد نیک که نیروی شناسایی و تمیز (درست از نادرست) است.

۲-   آگاهی و دانایی.

از راه وهومن است که انسان راه را از چاه تمیز داده و بد را از خوب جدا می کند. این نیرو از آغاز خام و نارسا بوده و بایست با تمرینات روانی / اخلاقی و همچنین به یاری تجربه آن را پخته و آموخته ساخت.

براستی انسان دارای دو گونه نیروی تمیز یا خرد می باشد، یکی خرد گوهری یا ذاتی (آسن خرد) و دیگری خرد دریافتنی یا آموختنی (گوشوسرود خرد).

داوری های از پیش ساخته شده و بی بنیان (پیشداوری) یکی از بزرگترین بلاهای بشری است. یکی از چیزهایی که در فرادیدگری های (تصمیم گیری) درست در زندگی یاری می رساند و ما را به پیش می برد آگاهی و برداشت درست از هنجار اشاست.

یکی از گزارش های شایسته ای که برای اشا شده است این است که: اگر کار درست در زمان درست و مکان درست و با ابزار درست و به درستی انجام گیرد، نتیجه نیز درست خواهد بود. هر کدام از این ها هم که در جای درست خود نباشد، نتیجه درست و رسا نخواهد بود. از همین روست که به آن قانون دقت یا precision law نیز گفته می شود.

مهمتر از همه این است که بدانیم هر کار انجام شده در کارنامه ی کارکردهای ما در زندگی نوشته شده و هنایش (اثر) خود را به جای خواهند گذاشت. کردارهای خوب و انسان دوستانه و آرامش خواهانه به ما آسودگی وجدان و خشنودی بخشیده و واژگون آن نتیجه ی زیان بار خود را نه تنها روی خود ما بلکه بر روی تمامی جهان هستی بر جای خواهد گذاشت. به گفته ی دیگر، این همان بهشت و جهنمی است که ما با کرد و کار خود می توانیم در هر دم درهای آن را بروی خود باز و بسته کنیم.

یکی از بزرگترین درس های اشا، که شاید بتوان از آن با نام «قانون زرین» نام برد، میانه روی است. تندروی در هر زمینه ای در جایی به کجراهه خواهد رفت و ما را از راه راست به در خواهد برد. برای میانه روی باید بر روی خود و کارکرد سهش های (احساسات) خود چیره باشیم. این شهریاری یا چیرگی بر خود یا خویشتن داری در فرهنگ بهدینی خشترا khshatnra نامیده می شود.  برای رسیدن به این چیرگی بر خود و آرامش، روش ها و ابزارهای کمکی نیز وجود دارند مانند نیایش و همچنین تمرینات تمرکز اندیشه و همترازی (بالانس) تن.

کسی که از وهومن برخوردار بوده و هماهنگ با اشا زندگی کند، نیک کردار و سازنده می باشد.

انسان های آزاد و نیکخواه و خشترایی در هر جامعه ای می توانند سیستم خوب و دلخواه خود را برای پیش بردن جامعه بنیان گذارند و رهبران اشویی خود را برگزینند. این شهریاری خوب و برگزیدنی را «وهو خشتر وئیریو vohu khshathra vairyo » می نامند.

هنگامی که انسان با بهره گیری از منش نیک و هماهنگی کامل با اشا یا اشویی زیستن و پاک و پاکیزه بودن در اندیشه و گفتار و کردار خود، به نیکی بر خود و سرکشی های سهش های ویرانگر خود مانند زیاده خواهی، کینه جویی، خشم و مانند آنها چیره شده و راه میانه و راست را در پیش گرفت و به آرامش و آسایش در تن و روان دست یافت، آنگاه است که آفرینندگیِ نیک و سازنده در او شکفته گشته و به نوسازی و پیشرفت همیشگی خود و جهان به سوی تکامل و رسایی خواهد پرداخت. تکاملی که در فرهنگ ما به آن «هئوروتات haurvataat » یا خرداد گفته می شود، بدین چیم که انسان نمونه ی ایده آلی از پیشرفت و رسایی می گردد و پس از آن دیگر برگشت پذیری و کاهش یابندگی (انگره) جایی نداشته و تنها افزایش و پیشروی همیشگی (سپنتا) است به سوی جاودانه شدن یا «هئوروتات امرتات haurvataat ameretaat» .

واپس گرایی، کهنه پرستی و خشک اندیشی در آرمان زرتشتی ناستوده و ناشایست است. انسان شایسته است که پیوسته در کار نوآوری باشد. زندگی بدون آفرینندگی تیره و خاموش و مرگ آور است. کاشتن یک گل یا درخت تا نوشتن یک نوشتار و یک کتاب، ساختن یک آهنگ و ایجاد یک هنر، زادن یک فرزند و برداشت یک فرآورده، همه و همه خدمت و یاری به آفرینش است. تنها زندگی ای شکوهمند و سرشار و زنده است که در آن همه نیروهای انسانی به کار می افتد و هنر و نوآوری و شادی و خوشبختی تا جنب و جوش، کوشش و پویش همه جا را فرا می گیرد.

«پروردگارا بشود مانند کسانی شویم که جهان را به سوی رسایی و آبادی به پیش می برند» اهنودگات، هات ۳۰، بند ۹

جامعه ی انسانی نیز که چون از انسان ها به هم آمده است دارای همان کارسازها یا مکانیسم ها بوده و همان ارزش ها در آن برپاست. یک جامعه ی خشترایی که تمام یگان های به هم آورنده ی آن از، سر تا پای آن، هماهنگ با هنجار اشایی کار می کنند به آرامش و شادی دست یافته و در آن آرامش به سوی بهبودی و بهزیستی به پیش می رود.

این جامعه ها، که رویهمِ آنها جامعه ی جهانی است بر پایه ی خانواده، برزن، شهر، کشور و جهان استوار است. برای داشتن یک جامعه سالم جهانی باید نخستین پایه های اجتماعی یا خانواده را سالم بنیان گذاشت و سپس کوی برزن و شهر و کشور را ساخت تا به جهان رسید.

امرتات یا امرداد، که سوی پیشرفت می باشد، آن چگونگی (وضعیتی) است که همراه است با آگاهی و آرامش و شادی کامل و همجوار با ابر دانای هستی بخش «اهورا مزدا». انسان نیک و پاک و اشویی، انسانی است کامل تر (در سنجه ای انسانی). اینگونه انسان ها بی گمان هم بر روی خانواده و خویشان خود و هم بر روی جامعه ای که در آن زندگی می کنند هنایشی (اثر) سازنده  و آبادکننده بر جای می گذارند. فرزندانی که در اینگونه خانواده ها پرورش می یابند نام نیک پدر و مادران خود را همواره زنده نگاه خواهند داشت و جامعه نیز هنایش یافته از گفتار و کردار آنان گام های بیشتری بسوی پیشرفت برخواهد داشت و نام نیک آنان را در تاریخ خود زنده و جاودان نگاه خواهد داشت.

این، نمودِ این جهانیِ جاودانگی و نامیرایی می باشد. جاودانی روان، نمود مینوی امرتات بوده که هستی جاودان است در بهترین چگونگی مینوی یا « اشه وهیشته»، سرای اندیشه نیک و «گرو دمان» سرای سرود و جایگاه والای اهورا مزدا.

«پارسایانی که در برابر هنجار هستی و راستی و پاکی زندگی می کنند، در مکانی که در پرتو خورشید تو درخشان و منزلگه دانایان است به سر خواهند برد.» سپنتمد گات، هات ۵۰، بند ۲

برچسب‌ها: دین زرتشت

تاريخ : چهار شنبه 11 / 8 / 1394 | 11:46 قبل از ظهر | نویسنده : کوروش پارسی |

 مینوی خرد  یادگار بزرگ‌ مهر  اندرزنامه آذرپاد مهراسپندان  اندرز اوشنَر دانا  اندرز دانایان به مزدیسنان  اندرز خسرو قبادان  اندرز پوریوتکیشان  اندرز دستوران به بهدینان  اندرز بهزاد فرخ‌پیروز  پنج خیم روحانیان  داروی خرسندی  خویشکاری ریدگان  اندرز کنم به شما کودکان  اندرز اردشیر به فرزند خود شاپور و اندرز شاپور به هرمز  پسردانشکامه

مینوی خرد ( دانلود

 

 )

 

داستان مینوی خرد یا به اختصار مینوی خرد کتابی به زبان پارسی میانه است که صورت پهلوی و پازند آن و نیز ترجمه‌هایی به سنسکریت و فارسی کهن (هم نظم و هم نثر) باقی مانده‌است. این اثر به صورت مجموعهٔ پرسش‌هایی است که «دانا» نامی از مینوی خرد (روح عقل) می‌کند و پاسخ‌هایی که مینوی خرد به پرسش‌های وی می‌دهد. واژهٔ دادستان که در نام کامل کتاب دیده می‌شود به معنی حکم، رأی یا فتواست.

 

 

 

 

اثر در ۶۳ فصل (یک دیباچه و ۶۲ پرسش و پاسخ) تدوین شده‌است. مینوی خرد به دلیل اشتمال بر نکات و اشاره‌های اساطیری اهمیت دارد. زمان تألیف کتاب را به احتمال در اواخر دوران ساسانی دانسته‌اند. در کتاب کوچک‌ترین اشاره‌ای به تازیان یا دین اسلام نشده‌است، ولی به نبردهای ایرانیان با ترکان و رومیان اشاره شده‌است. تأثیر زبان پارسی نو چه از لحاظ دستوری و چه از لحاظ واژگانی در کتاب دیده نمی‌شود.

 

 

 

 

کتاب مینوی خرد را احمد تفضلی به فارسی امروزی ترجمه کرده است و در سال ۱۳۵۴ چاپ شده است. تفضلی پیش از ترجمهٔ کتاب، برای آن واژه‌نامه‌ای در سال ۱۳۴۸ منتشر کرده است.

 

 

 

 

بخشی از کتاب

 

 

 

 

ترجمهٔ بخشی از پرسش ۳۷ از مینوی خرد:

 

 

 

 

«پرسید دانا مینوی خرد را که مردمان به چند راه و بهانهٔ کرفه به بهشت بیش رسند؟

 

 

 

 

مینوی خرد پاسخ کرد که:

 

 

 

 

نخست کرفه رادی

 

 

 

 

و دیگر راستی

 

 

 

 

و سدیگر سپاسداری

 

 

 

 

و چهارم خورسندی

 

 

 

 

پنجم نیکی کردن باید به نیکان و دوست بودن به هر کس ...»

 

 

 

 

 

 

پندهايي از كتاب مينو خرد

 

آنچه در پي مي‌آيد، اندرزهايي است كه از كتاب پهلوي «مينو خرد» برگزيده شده‌است:

 

 

 

 

• دانا از مينو خرد پرسيد كه چگونه بايد خواست معاش و زندگي و تندرستي بدن كه از زبان به دور باشد؟

 

 

 

 

مينو خرد پاسخ داد كه از همتا و همانند به بزرگ‌تر و بزرگ‌تر به سردار و سردار به پادشاه هماهنگ و فرمانبردار و راستگو باشيد.

 

 

 

 

• درباره ياران و دوستان فروتن و ملايم و پاك‌چشم باش.

 

 

 

 

• تهمت مگو تا ترا رسوايي و دروندي به جان نرسد، چه تهمت گفتن بدتر از جادويي است.

 

 

 

 

• شهوتراني مكن تا فريفته شهوت نشوي.

 

 

 

 

• خشم مكن، چه كسي كه خشم كرد، كار و كوشش و پاكدامني و پرستش يزدان فراموشش شود، آن‌گاه همه گناه و زيان به او روي آورد.

 

 

 

 

• طمع مكن تا ترا از كردار خويش زيان و پشيماني نرسد.

 

 

 

 

• حسد و رشك را از خود بران تا ترا زندگي بي لذت نباشد.

 

 

 

 

• با مردم بدانديش و قانون‌كش دوستي مكن.

 

 

 

 

• با مرد كينه‌جو، ستيزه مكن.

 

 

 

 

• با مرد شهوتران شريك و انباز مشو و او را به سرداري مگمار.

 

 

 

 

• با مرد رسوا پيوند و خويشي مكن.

 

 

 

 

• با مرد ابله و نادان، معاشر و همكار مشو.

 

 

 

 

• با مرد مست همراه و همسفر مشو.

 

 

 

 

• از مرد بدگوهر و بداصل وام مستان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یادگار بزرگمهر ( اندرز نامه یادگار بزرگمهر

 )

 

 

 

 

یادگار بزرگمهر یا پندنامهٔ بزرگمهر بُختگان اندرزنامه‌ای است که از بزرگمهر بختگان، وزیر دانای انوشیروان به جای مانده‌است. متن با مقدمه‌ای در معرفی بزرگمهر از زبان خود او آغاز می‌گردد که در آن می‌آورد که این رساله را به فرمان خسرو انوشیروان تألیف کرده و در گنج شاهی نهاده‌است که بتواند موجب بهبود فرهنگ کسانی باشد که شایستگی پذیرش آن را دارند. سپس شرحی در بی‌دوامی امور گیتی و ثبات و دوام پارسایی و کارهای نیک می‌آورد و متذکر می‌شود که خود او پیوسته در پرداختن به پارسایی و پرهیز از گناه کوشا بوده‌است. اندرزها بصورت سؤال و جواب است سؤال‌ها را مؤلف خود طرح می‌کند و خود به آن پاسخ می‌گوید. در این اندرزنامه فضائل و متشابهات آنها، به برادران دروغین مصطلح شده‌اند مثلاً رادی یا بخشندگی فضیلت است ولی اسراف که متشابه یا برادر دروغین آن است، رذیله به شمار می‌رود. بعضی از اندرزهای این مجموعه از نوع اندرزهای اخلاقی تجربی و بعضی از نوع اندرزهای دینی زرتشتی است و در آنها اصطلاحات دینی زرتشتی به کار‌رفته‌است. این اندرزنامه در دوران اسلامی نیز از شهرت و اهمیت برخوردار بوده‌است. و ترجمهٔ بیشتر بخش‌های آن به عربی در جاودان خرد آمده‌است. این اندرزنامه به فارسی ترجمه شده‌است.

 

 

 

 

درونمایه این کتاب در حدود ۲۶۳ پند و اندرز است. با مقایسه متن یادگار بزرگمهر با گفتاری از شاهنامه فردوسی به نام «پند دادن بوزرجمهر نوشین‌روان را» می‌توان بدین نکته پی برد که بی هیچ شکی این متن پهلوی یکی از منابع شاهنامه بوده و آن را فردوسی خود و یا مهربانِ سرای او از پهلوی ترجمه کرده است. اگرچه در همه جا و در همه واژه‌ها این دو متن تطبیق کامل ندارند ولی باز تقریباً همه اندرزها و مضمون‌ها (با اندک اختلافی) با همان نظم و ترتیب متن پهلوی در شاهنامه نیز آمده است.

 

 

 

 

در ترجمه و نظم این متن پارسی میانه، بایستی فردوسی رنج فراوانی برده باشد زیرا در پایان این گفتار می‌گوید:

 

 

 

 

سپاس از خداوند خورشید و ماه          که رَستم ز بوزرجمهر و ز شاه

 

 

 

 

چون این کار دلگیرت آمد به‌بُن          ز شطرنج باید که رانم سَخُن

 

 

 

 

یادگار بزرگمهر جزو متون پهلوی چاپ جاماسپ‌جی دستور مینوچهر جی جاماسپ-اسانا است.

 

 

 

اندرزنامه آذرپاد مهراسپندان ( اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان ) ( دریافت با فرمت پی دی اف دریافت

 )

 

 

 

 

اندرزهای آذربادِ مَهرَسپَندان سه مجموعه اندرز و چند قطعه اندرزهای است که به آذرباد مهرسپندان، موبدان موبد ایران، در زمان شاپور دوم ساسانی ( دوران پادشاهی ۳۷۹ تا ۳۰۹ میلادی) نسبت داده شده‌است.

 

 

 

 

اندرز آذرباد مهرسپندان منقول در متن پهلوی. این اندرزنامه با این مطلب آغاز می‌گردد که آذرباد فرزندی نداشت ولی با توکل به خدا صاحب فرزندی شد که او را نام پیامبر دین خود زردشت نام نهاد و نصایحی خطاب بدو ایراد کرد.

 

 

 

 

واژه‌ای چند از آذرباد مهرسپندان. به ادعای گردآورندهٔ این مجموعه این اندرزها سخنانی است که آذرباد هنگام درگذشت به مردم گیتی گفته و آموخته‌است.

 

 

 

 

اندرز انوشگ روان آذرباد مهرسپندان این مجموعه فصل ۶۲ کتاب روایات پهلوی را تشکیل می‌دهد.

 

 

 

 

ده اندرز به نام آذرباد مهرسپندان و دیگر پوریوتکیشان. این ده اندرز بیشتر از نوع اندرزهای تجربی و اخلاقی عمومی اند و کمتر رنگ و صبعهٔ دینی دارند.

 

 

 

 

اندرزی از آذرباد مهرسپندان در دینکرد نقل شده‌است که در آن امور گیتی به ۲۵ باب و سپس به ۵ دسته تقسیم شده‌است و هر دسته به یکی از عوامل، یعنی بخت، عمل، خوی، جوهر، و ارث منسوب شده‌است.

 

 

 

 

در کتاب ششم دینکرد اندرزهای دیگری نیز به آذرباد مهرسپندان منسوب است و بعضی از آن‌ها به ترجمهٔ عربی نیز در دست است.

 

 

 

 

از دیگر اندرزنامه‌های معروف به زبان پارسی میانه می‌توان از اینها نام برد:

 

 

 

 

بزرگ میترای بُختگان (اندرزنامه بخت آفرید و بزرگمهر و خسرو انوشیروان)

 

 

 

 

پندنامه بهزاد فرخ فیروز

 

 

 

 

اندرز فرنبغ فرخ زاد

 

 

 

 

اندرز اوشنر دانا

 

 

 

 

اندرز دانایان به مزدَیَسنان

 

 

 

 

اندرز پوریوتکشیان

 

 

 

 

اندرز پیشینیان

 

 

 

 

اندرز دستوران به بهدینان

 

 

 

 

اندرز خسرو کواتان (قبادان).

 

 

 

همچنین ببینید پندنامه سی روزه آذربادمهراسپندان

 


 

 

 

 اندرز اوشنر دانا ( اندرز اوشنر دانا

 )

 

 

 

 

اندرز اوشنر دانا منسوب است به اوشنر دانای کیانی که نام وی در اوستا و زبان پهلوی با صفت بسیار دانا و پرخرد آمده‌است. به روایت دینکرد وی مشاور کیکاووس بوده و به روایت بندهشن وی در زمان همین پادشاه کشته شده‌است.

 

 

 

 

اندرزنامهٔ اوشنر به ۵۶ بند تقسیم شده‌است. در آغاز شاگردی از اوشنر می‌خواهد تا سخنانی را به عنوان تعلیم بدو بگوید و اوشنر خواهش او را می‌پذیرد و به توصیف فضائل و رذائل می‌پردازد. بیشتر اندرزها از نوع اندرزهای اخلاقی عمومی است بجز بند ۵۵ که کاملاً جنبهٔ دینی دارد و در آن اصطلاحات خاص زردشتی، مانند امشاسپندان، دین مزدیسنی تن پسین و غیره به کار رفته‌است. از متن این اندرزنامه، چهار نسخه در دست است. بهترین و قدیم‌ترین نسخهٔ آن K20 است. این متن به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

 

 

 

 


 

 

 

 اندرز دانایان به مزدیسنان ( دانلود

 )

 

 

 

 

اندرز دانایان به مزدیسنان دربارهٔ مرگ و ناپایداری جهان است. متن اندرز با توصیه به تطهیر در بامداد و پوشیدن جامهٔ پاک و بستن کستی (کمربند دینی) آغاز می‌گردد و سپس مطالبی در بی‌ثباتی جهان مادی و ثروت آن می‌آید و به دنبال آن بر وفاداری به عهد و پیمان و پرداختن به اندیشهٔ نیک و گفتار نیک و کردار نیک و پرهیز از اندیشهٔ بد و کردار بد تأکید شده‌است. بندهای ۱۳ تا ۱۶ نیز دربارهٔ بی‌ثباتی جسم و گله از بازماندگانی است که پس از مرگ برای مرده خیرات نمی‌کنند. بند ۱۷ تا ۲۰ قطعه شعری است قافیه‌دار که آن نیز در ناپایداری امور گیتی است. این اندرزنامه که از نوع اندرزنامه‌های دینی است، به فارسی ترجمه شده‌است.

 

 

 

 

 

 

 اندرز خسرو قبادان ( اندرز انوشه روان خسرو قبادان

 )

 

 

 

 

اندرز خسرو قبادان اندرزنامهٔ کوتاهی از خسرو انوشیروان پسر قباد در دست است که در متون پهلوی به چاپ رسیده و در بردارندهٔ سخنانی است که انوشیروان به روایت این متن هنگام مرگ برای مردم جهان بیان داشته‌است. آغاز متن دربارهٔ بی‌ارزشی جهان مادی است (بند ۱). سپس اندرزهایی خطاب به جمع در همین زمینه می‌آید. از بند ۸ تا ۱۰ اندرزها خطاب به فرد (به صیغهٔ دوم شخص مفرد فعل امر) است. در پایان اندرز دیگری خطاب به مردم است (هر کس باید بداند....) و در آن سؤالاتی مطرح شده و بلافاصله خود به آنها به صیغهٔ اول شخص مفرد فعل مضارع (من می‌دانم که ....) پاسخ داده‌است. این اندرزنامه نیز اساساً از نوع اندرزنامه‌های دینی است. این متن به فارسی ترجمه شده‌است.

 

 

 

اندرز پوریوتکیشان ( دانلود

 )

 

 

 

 

اندرز پوریوتکیشان با ذکر اصول عقایدی که بر هر فرد زردشتی پانزده ساله دانستن آن‌ها و اعتقاد به آن‌ها واجب و لازم است، مانند ثنویت و این که اصل همهٔ خوبی‌ها اورمزد و اصل همهٔ بدی‌ها اهریمن است، آغاز می‌گردد. این عقاید بنابر گفتهٔ پوریوتکیشان (به معنی پیروان نخستین تعلیمات زردشت است به مفهوم دانایان دینی عهود کهن به کار می‌رود که سخنان حکیمانهٔ آنان حجب به شمار می‌رود.) و بر اساس آنچه در دین بیان گردیده، نخست به صورت پرسش مطرح شده‌است، (هر کس باید بداند که کیستم؟) و سپس به آن‌ها پاسخ داده شده‌است، (آفریده هستم.) پس از آن عقاید دیگر مانند اعتقاد به حساب پس از مرگ، گذشتن از پل چینود (صراط) آمدن سوشیانس، موعود زردشتیان و رستاخیز ذکر می‌گردد.

 

 

 

 

علاوه بر اصول اعتقادی، به وظایف عملی مانند هر روز سه بار به آتشکده رفتن نیز اشاره شده‌است. گرچه این اندرزنامه از نوع اندرزنامه‌های دینی است، در آن اندرزهای عمومی نیز دیده می‌شود مانند کوشا بودن در کسب فرهنگ، پرهیز از استهزا، و نیازردن پدر و مادر و سالار . این متن در مجموعهٔ متون پهلوی چاپ گردیده و به فارسی ترجمه شده‌است.

 

 

 

اندرز دستوران به بهدینان ( دانلود

 )

 

 

 

 

اندرز دستوران به بهدینان مشتمل بر اندرزهایی است که بیشتر خصوصیات دینی دارند، مانند توصیه به مردم که هر روز پگاه آداب طهارت را به جا آوردند و به آتشکده روند و نیایش کنند، پرهیز از سخن گفتن در هنگام غذا خوردن، پرهیز از تن‌پروری و حسد. بندهای ۱۲ تا ۳۵ (پایان متن) مشتمل بر پرسش‌ها و پاسخ‌هایی در مورد بعضی از عقاید و آداب دینی است، مانند

 

 

 

 

«چه کسی جان به جانوران موذی بخشیده‌است؟ آیا در دوزخ از سوی اورمزد کسی گماشته شده‌است که روان بدکاران را مجازات کند؟ یا چرا در خانه‌ای که کسی درگذشته‌است، تا سه شب نباید گوشت تازه خورد؟» (این متن به فارسی ترجمه شده‌است.)

 

 

 

 اندرز بهزاد فرخ‌ پیروز ( دانلود

 )

 

 

 

 

اندرز بهزاد فرخ پیروز دارای دو موضوع اصلی است، یکی خِرَد که متن با مدح آن آغاز می‌گردد. سپس بعد از ذکر چند اندرز کوتاه مطلب از سرگرفته می‌شود. موضوع دیگر دربارهٔ گذرایی و بی اعتباری جهان مادی است. بخشی از متن که در مدح خرد است، زبان شاعرانه دارد و نگارنده صورت شعری قطعه‌ای از آن را به دست داده‌است. این قطعه شعر دارای نوعی قافیه یا هم آوایی در آخر ابیات است. بخش اول متن با اندرزنامهٔ خیم و خرد فرخ مرد شباهت دارد. متن آن در متون پهلوی به چاپ رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

 

 

 

 

پنج خیم روحانیان

 

پنج خیم روحانیان دارای دو بخش است. بخش نخست آن شامل توصیف پنج خصوصیتی است که روحانیان باید دارا باشند. پس از آن ده اندرز آمده‌است که به نظر می‌رسد خطاب به روحانیان باشد. تحریر دیگری از همین متن در گزیده‌های زادسپرم (فصل ۲۷) آمده‌است فهرستی از دو خصوصیتی که روحانیان باید دارا باشند، به تحریر پازند در دست است که با این ده اندرز شباهت‌هایی دارد. متن این اندرزنامه در متون پهلوی به چاپ رسیده و به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

 

 

 

داروی خرسندی ( داروی خرسندی

 )

 

 

 

 

داروی خرسندی نام متن بسیار کوتاهی است به زبان فارسی میانه (پهلوی) که با زبانی تمثیلی و با استفاده از اصطلاحات داروسازی، «خرسندی» را به عنوان راهی برای حل کردن یا آسان کردن مشکلات به خواننده توصیه میکند.

 

 

 

 خویشکاری ریدگان

 

 

 

 

خویشکاری ریدگان به تحریر پازند در دست است و در آن وظایف کودکان از زمانی که صبح از خواب بر می‌خیزند و به مدرسه (دبیرستان) می‌روند و به خانه باز می‌گردند شرح شده‌است. ریدک در اینجا به معنی کودک، نوجوان است. اندرزها برخی جنبهٔ دینی دارند، مانند آداب تطهیر بامدادی و آداب دینی سر سفره یا جنبهٔ تربیت عمومی، مانند سپردن چشم و گوش و دل و زبان به تعلیم و تربیت در مدرسه، احترام به رهگذران آشنا در راه مدرسه، اجرای کارهایی که در منزل به کودک محول می‌شود، نیازردن پدر و مادر و دیگرانی که در خانه‌اند و خوش رفتاری با آنان و آداب غذا خوردن. متن پازند بر اساس چندین نسخه که همه متأخرند تهذیب گردیده و به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

 

 

 

 

اندرز کنم به شما کودکان

 

در متن اندرز خوبی کنم به شما کودکان رفتار درست کودکان در راه مدرسهٔ دینی (هیربدستان) مانند نیازردن حیوانات و احترام به رهگذران آشنا، رفتار در خانه مانند احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از آنان، آداب غذا خوردن، وظائف دینی صبحگاهی، رفتار با استاد در مدرسه، وقت رفتن به مدرسه و سن رفتن به مدرسه و کوشش در فراگیری آمده‌است.

 

 

 

اندرز اردشیر به فرزند خود شاپور  و   اندرز شاپور به هرمز  ( دانلود

 

 )

 

 

- See more at: http://www.dinebehi.com

برچسب‌ها: دین زرتشت

تاريخ : چهار شنبه 11 / 8 / 1394 | 11:36 قبل از ظهر | نویسنده : کوروش پارسی |

 این آیین‌نامه تنها شامل حال کسانی است که بهدین هستندیعنی در خانواده بهدین متولد شده‌اند، یا رسما" به دین‌بهی گرویده‌اند و در امور دینی و مذهبی و احوالات‌شخصیه از گرامی انجمن‌موبدان پیروی می‌کنند.


1ـ خواستگاری

ماده1ـ از هر دختر یا زن زرتشتی، که شرط لازم برای زناشویی را داشته‌باشد، می‌توان خواستگاری کرد.

ماده2ـ رضایت طرفین در زمینه خواستگاری و نامزدی شرط کافی برای پیمان زناشویی نیست.

ماده3ـ وکالت دادن برای اجرای مراسم نامزدی و زناشویی در صورتی لازم است که حضور شخص موکل امکان نداشته‌باشد.


2ـ نامزدی

ماده4ـ نامزدی را در زمانی می‌توان اجرا کرد که دختر چهارده سال تمام و پسر شانزده سال تمام داشته‌باشد.

ماده5 ـ پس از خواستگاری دختر یا زن و دریافت رضایت از او و والدینش می‌توان او را به نامزدی اختیار کرد.

ماده6 ـ مراسم نامزدی عبارت است از دو حلقه که پسر و دختر به‌دست یکدیگر می‌کنند و هدایایی که خانوادة آنها به هم می‌دهند.

ماده7ـ جایگاه نامزدی به مانند زناشویی نیست که پسر و دختر آزادی کامل در امر زناشویی داشته‌باشند.

ماده8 ـ پس از فسخ نامزدی هر یک از نامزدها، می‌توانند هدایایی را که خود یا والدین آنها به طرف دیگر داده، درخواست کنند و چنانچه هدایا موجود نباشد، قیمت زمان درخواست آنها دریافت خواهدشد.

ماده9ـ در صورت فسخ نامزدی خساراتی که از جهت اعتماد در انجام زناشویی وارد آمده‌است، با تایید کارشناس، قابل دریافت است.

ماده10ـ در موردی که قبل از اجرای مراسم زناشویی یکی از نامزدها از جهان درگذرد و از سوی نامزد دیگر و خانواده‌اش هدایایی که به عنوان نامزدی داده‌شده‌است می‌تواند درخواست شود، در صورتی که هدایا موجود نباشد قیمت زمان خرید هدایا دریافت خواهدشد مگر اینکه آن هدایا در سنت و آیین‌ها استفاده‌شده‌باشند.

ماده11ـ مدت گذشت زمان دعاوی ناشی از فسخ نامزدی از تاریخ وقوع فسخ دو سال است.


3ـ حقوق و تکالیف زناشویی و شرح دارایی‌ها

ماده12ـ پیش از آنکه دختر به سن شانزده سالگی و پسر به سن هیجده سالگی برسد اجرای مراسم زناشویی جایز نیست.

ماده13ـ پیش از پیوند زناشویی، گواهی پزشک برای سلامت عروس و داماد از بیماری‌های تنی و روانی، واگیردار و آمیزشی، عدم اعتیاد به مواد مخدر و مشاوره ژنتیکی الزامی است.

ماده14ـ اجرای مراسم زناشویی به روش دین مزدیسنی (زرتشتی) و با اجرای مراسم گواه‌گیری (عقد) توسط موبد و با حضور دست کم هفت نفر از اعضای خانواده و افراد زرتشتی که کمتر از بیست و پنج سال نداشته‌باشند انجام می‌یابد و با شنیدن پاسخ آری، و از روی خشنودی که عروس و داماد خواهندگفت، با ثبت در دفتر ازدواج زرتشتیان، پیوند زناشویی تکمیل خواهدشد.

ماده15ـ اجرای مراسم زناشویی مادامی که دختر و پسر در سن کمتر از بیست و یک سالگی باشند علاوه بر خواست طرفین رضایت والدین پسر و دختر را نیز لازم دارد، در صورتی که یکی از والدین درگذشته‌باشد رضایت پدر و یا مادر زنده شرط خواهدبود و چنانچه از والدین هیچ یک زنده نباشند رضایت و اجازه جد و با نبودن آنها اجازه جده لازم است.

ماده16ـ برای هر مرد زرتشتی بیش از یک زن و برای هر زن زرتشتی بیش از یک شوهر جایز نیست مگر در صورتی که همسر او درگذشته باشد یا جدایی برابر این آیین‌نامه روی داده‌باشد.

ماده17ـ پس از آیین‌ گواه‌گیری و پیوند زناشویی، روابط پس از ازدواج و حقوق و تکالیف زن و شوهر در برابر یکدیگر برقرار می‌گردد.

ماده18ـ برای احترام به زندگی مشترک و اینکه عروس و داماد پس از مراسم زناشویی، در همه بخش‌های زندگی با یکدیگر شریک و همراه باشند، از این رو پس از تاریخ ثبت ازدواج ملزم به رعایت تبصره‌های زیر می‌باشند.

تبصره یک: دارایی که پسر یا دختر پیش از ازدواج خود داشته‌اند، متعلق به خودشان می‌باشد.

تبصره دو: دارایی که شوهر یا زن به صورت هدیه، جایزه، بخشش، ارث، وصیت و صلح به دست آورده‌اند جزو دارایی شخصی آنها به شمار می‌رود.

تبصره سه: هرگونه بدهی که پیش از ازدواج هر یک از شوهر و زن داشته‌باشند، مربوط به خود آنها است و در صورت توافق کتبی طرفین از دارایی مشترک پرداخت خواهدشد.

تبصره چهار: دارایی که شوهر و زن پس از ازدواج به تنهایی یا هر دو با کار و سرمایه‌گذاری به دست می‌آورند جزو اموال مشترک آنان خواهدبود.

ماده19ـ سرپرستی خانواده در طول زندگی با شوهر بوده ولی پس از درگذشت و یا محجور و ممنوع یا غایب مفقودالاثر شدنش با زن وی است.


4ـ موارد و موانع زناشویی

ماده20ـ زناشویی در میان خویشاوندان به شرح زیر ممنوع است:

الف: با پدر و اجداد و با مادر و جدات خود و همسر هر قدر بالا رود.

ب: با اولاد خود و همسر هر قدر پایین رود.

پ: با برادر و خواهر و اولاد آنان هر قدر پایین رود.

ت: با عموها و عمه‌ها، خالوها و خاله‌ها.

ث: فرزند خوانده با پدر و مادر خوانده و برادر و خواهر خوانده و اولاد خوانده خود و همسرهر قدر پایین رود.

5 ـ مهریه

ماده21ـ در آیین زرتشتی طلاق اختیاری نیست بنابراین در اجرای مراسم زناشویی مهریه تعیین و قید نمی‌شود.


6 ـ موارد امکان فسخ زناشویی یا طلاق

ماده22ـ هرگاه به هنگام اجرای مراسم زناشویی زن و یا شوهر دیوانه بوده یا اختلال حواس داشته در صورتی که همسر و خانواده‌اش از جنون و اختلال حواس او آگاه نبوده‌است بر طبق تقاضای طرف دیگر ازدواج قابل فسخ است ولی چنانچه پس از زناشویی و آمیزش، زن جنون و یا بیماری درمان‌ناپذیری پیدا کند که توانایی انجام وظایف زناشویی را نداشته، مدت دو سال به طول انجامد و پزشکان قادر به درمان او نباشند شوهربه استناد گواهینامه پزشک قانونی و به شرط نگهداری و پرداخت هزینه زندگی زن خود مجاز به اختیار یک همسر دیگر خواهدبود و در صورت درگذشت شوهر، هر یک از دو همسر به شرح این آیین‌نامه در بخش ارث، به طور مساوی، از تمام دارایی شوهر، بهره‌مند خواهندشد.

تبصره ـ جنون (هر یک از زوجین) اگر بعد از مراسم ازدواج، حادث گردد و مدت دو سال، به طول انجامد و پزشکان قادر به درمانش نباشند، به استناد گواهی پزشک قانونی، از دلایل درخواست طلاق از جانب طرف دیگر خواهدبود.

ماده23ـ هرگاه پس از ازدواج مشخص شود که شوهر یا زن یا هر دو توانایی بچه‌دار شدن نداشته و با چاره جویی مدت حداقل سه سال درمان نشود و پزشک قانونی گواهی دهد که هر کدام درمان‌پذیر نیستند، زن یا شوهری که درمان‌پذیر است، می‌تواند درخواست طلاق‌ کند و چنانچه زن توانایی بچه‌دار شدن نداشته باشد، شوهر با اخذ رضایت زن خود می‌تواند همسر دیگری اختیار کند.

ماده24ـ ابتلاء زن و یا شوهر، به هرگونه مواد مخدر با گواهی پزشک قانـونی، کـه به اساس زندگی خانوادگی آسیب وارد کند و ادامه زندگی برای طرف دیگر دشوار باشد، از دلایل طلاق برای همسر او می‌باشد.

ماده25ـ در صورتی که شوهری به شرط تمکین زن در مدت دو سال مخارج زندگی را به زن خود نپردازد، در پی درخواست زن، طلاق مجاز است.

ماده26ـ چنانچه اثبات شود که زن مرتکب زناشده شوهر می‌تواند او را طلاق دهد و همچنین اگر ثابت شود با زن دیگر زناکردهزن او می‌تواند درخواست طلاق نماید.

ماده27ـ هرگاه ثابت شود که شوهر نسبت به زن خود به گونه‌یی ستم و بی‌رحمی روا داشته که خطر جانی، مالی و شرافتی داشته و ادامه زندگی آنان پس از اندرزهای بزرگترها و رسیدگی شورای حل اختلاف انجمن زرتشتیان محل سکونت میسر نباشد زن می‌تواند تقاضای طلاق کند و از شوهر خود جداشود.

تبصره یک: در موردی که زن به کیفیت مذکور در ماده یاد‌شده حداکثر دو سال جدایی اختیار کرده و در منزل دیگری اقامت کند شوهر وظیفه‌دارد نسبت به درآمد خود و در خور شخصیت و احتیاج واقعی زن، مخارج او را در منزل جداگانه پرداخت کند.

تبصره دو: هنگامی‌که زن به کیفیت مذکور در ماده یادشده بخواهد تقاضای طلاق کند تا تکلیف او با رأی دادگاه تعیین نشده‌است با نظر دادگاه می‌تواند در زمانی که پرونده او در دادگاه مطرح است منزل جداگانه اختیار کند و مخارج زندگی خود را به شرح ماده27 تقاضا و اخذ کند.

تبصره سه: در مورد جدایی موقت زن به شرح ماده 27 و تبصره یک و دو باید مسکن او به رضایت طرفین اختیار شود و در صورت عدم توافق، تعیین آن با شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت و یا دادگاه خواهدبود.

ماده28ـ اگر زنی نافرمان باشد و رفتار او، بیم خطرجانی، مالی و شرافتی برای شوهر داشته‌باشد که نتوان با اندرز یا رسیدگی شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت این پدیده را برطرف کرد بر حَسبِ درخواست شوهر طلاق پذیرفته می‌شود.

ماده29ـ در صورت نبودن توافق اخلاقی بین زن و شوهر، که زندگی آنها، غیرممکن و غیرقابل تحمل باشد و برحَسب درخواست طرفین، با نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت آنان با تقاضای طلاق موافقت می‌شود.

ماده30ـ اگر مردی زرتشتی، زن غیرزرتشتی داشته یا پس از ازدواج با زن زرتشتی، زن غیرزرتشتی انتخاب کند و حقیقت را پنهان کرده‌باشد، همسر زرتشتی او بعد از اطلاع می‌تواند تقاضای طلاق کنـد، شوهر مکلـف است یک دوم از کل دارایی خـود را به همسر زرتشتی پرداخت و انتقال دهد. در صورت عدم آگاهی و عدم طلاق در طول زندگی زناشویی، پس از درگذشت شوهر نیز یک دوم از کل دارایی شوهر متوفی به همسر زرتشتی انتقال داده خواهدشد.

ماده31ـ هنگامی که زن یا شوهر از دین زرتشتی به آیین دیگری روی آورد موجبات طلاق بین آنها واقع شده و در این مورد طرفی که تَرکِ دین کرده وظیفه‌دارد در صورت طلاق یک دوم از کل دارایی خود را به طرف دیگر که در دین زرتشتی باقیمانده‌است پرداخـت و انتقـال دهد و در این صورت سرپرسـتی و تربیت فرزندان نیـز به هزینه مرد به عهده طرفی است که در کیش زرتشتی باقی مانده‌است.

ماده32ـ هرگاه شوهر پنج سال پی در پی غیبت کند و خبری از زنده بودن او نرسد، به منزله غایب مفقودالاثر تلقی می‌شود و زن او می‌تواند درخواست طلاق کند.

ماده33ـ هرگاه یکی از طرفین به موجب رأی قطعی دادگاه به پنج سال حبس محکوم و حکم مجازات در حال اجرا باشد، طرف دیگر می‌تواند، تقاضای طلاق کند.

ماده34ـ هرگاه زن و شوهری به مدت 5 سال پی‌در‌پی از یکدیگر جدا زندگی کنند، به درخواست هر یک از طرفین می‌توانند تقاضای طلاق کنند.

ماده35ـ در موقع طلاق هرگونه کالا و هدایایی که از طرفین تا آن زمان به طرف دیگر داده‌شده‌است متعلق به طرفی است که به او هدیه شده‌است.

ماده36ـ طرفی که مقصر در مواد 24و 25و 26و 27و 28و 30و 31و 33 شناخته شود از نصف دارایی به موجب تبصره4 ماده18 محروم خواهدشد و فقط اثاثیه، اموال و بقیه دارایی شخصی خود را دریافت می‌کنند.

ماده37ـ پس از صدور حکم طلاق از دادگاه، و پرداخت حقوق طرفین برابر آیین‌نامه احوال شخصیه زرتشتیان، رویداد طلاق، (برابر مقررات ثبت احوال کل کشور)، در دفتر خانه ویژة زرتشتیان ثبت خواهدشد.


7ـ در مورد فرزندان و نگهداری آنها
 
ماده38ـ نگهداری فرزند، از حیث معاش و تربیت بر عهدة والدین است و در صورت درگذشت یکی از والدین بر عهدة آن دیگری که زنده است، خواهدبود.

ماده39ـ در طول محاکمه بین زن و شوهر، در مورد طلاق، نسبت به نگهداری فرزند کمتر از 18 سال و یا در رحم، دادگاه ترتیبی عادلانه مقرر خواهد کرد و نیز در زمان صدور حکم طلاق، نسبت به نگهداری فرزند یا فرزندان کمتر از 18سال تمام، دادگاه، با توجه به نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل سکونت در مورد صلاحیت هر یک از والدین تصمیم منطقی اتخاذ خواهدکرد.

ماده40ـ به هنگام فوت پدر، در صورتی که فرزندی زیر 18سال داشته‌باشد، مادامی که مادر زنده است و شوهر دیگری اختیار نکرده، نگهداری و پرورش فرزند به عهدة اوست در غیراین صورت جد پدری و چنانچه نباشد جد مادری و اگر از اجداد هیچ کدام نباشد با نظر شورای حل اختلاف زرتشتیان محل و رعایت مصلحت فرزند صغیر، دادگاه قیم را تعیین خواهدکرد.

ماده41ـ در مورد درگذشت فرزند خانواده در صورتی که از خود به اندازة کافی دارایی کافی نگذاشته باشد چنانچه پدر زنده باشد نگهداری نوه بر عهدة نامبرده خواهدبود و همچنین نسبت به همسر وی مادام که همسر اختیار نکرده است هرگاه پدر درگذشته باشد و سهم‌الارث فرزند درگذشته به اندازه‌ای نباشد که معاش و پرورش فرزند درگذشته و نگهداری همسر او کند با رعایت شرح فوق بر عهده مادر و چنانچه مادر او بی‌سرمایه یا درگذشته باشد بر عهدة جد پدری است و در صورت درگذشت یا ناداری (عدم توانایی مالی) جد پدری بر عهده اولاد جد پدری است و نسبت به نگهداری همسر شخص درگذشته نیز اینچنین خواهدبود.

8ـ ولایت قهری و قیمومت

ماده42ـ فرزندان کمتر از 18سال، تحت ولایت قهری پدر و در صورت فوت و یا محجور و ممنوع یا غایب مفقودالاثر شدن او تحت ولایت قهری مادر است (در صورتی که پس از درگذشت پدر، همسرش ازدواج نکرده‌باشد و یا محجور و ممنوع نشده‌باشد) و در صورت درگذشت هر دو یا درگذشت پدر و ازدواج بعدی مادر تحت ولایت قهری جد پدری خود می‌باشد در صورت نبودن ولی، قیم زرتشتی با نظر انجمن زرتشتیان محل سکونت صغار تعیین می‌شود و همچنین است نسبت به فرزند غیر رشید یا سفیه یا دیوانه.

ماده43ـ هر یک از پدر، مادر و اجداد به هنگام ولایت خود برای فرزند کمتر از 18 سال که تحت ولایت اوست می‌توانند نماینده‌ای رسمی تعیین کند تا پس از درگذشت او چنانچه ولی قهری موجود نباشد وصی شود.

9ـ فرزند خواندگی و پُل‌گذاری

ماده44ـ تعیین فرزند خوانده که جایگزین فرزند حقیقی خواهدشد با رعایت مقررات زیر است:

الف ـ در موردی که زن و شوهری بی فرزند باشند می‌توانند با موافقت یکدیگر، از جامعه زرتشتی کسی را به عنوان فرزند خود برگزینند.

ب ـ هر مرد و زن زرتشتی که بالای 40سال داشته باشد، می‌تواند از جامعه زرتشتی کسی را با موافقت انجمن زرتشتیان محل سکونت به عنوان فرزند خود برگزیند.

پ ـ هر کس فرزند خوانده اختیار کند آن فرزند خوانده وارث شخصی اوست و چنانچه ازدواج دیگری داشته باشد و فرزندی از او بوجود آید، فرزند خوانده نیز در ردیف یکی از فرزندان او خواهدبود و در حقوق و مقررات مانند یک فرزند حقیقی محسوب خواهدشد.

ت ـ پس از تعیین فرزند خوانده باید مراتب در دفتر انجمن زرتشتیان محل ثبت و به امضاء پدر خوانده و یا مادر خوانده و چهار تن گواه برسد و دفتر انجمن محل نیز باید گواهی‌نامه مبنی بر هویت و شناسایی فرزند خوانده صادر و به فرزند خوانده داده‌شود و مراتب باید در شناسنامه کسی که فرزند خوانده برگزیده‌است ثبت شود.

ماده45ـ در قسمت بند ب از ماده44 به هنگامی که زنِ بیوه یا شوهرِ بیوه، کسی را به فرزندی خود اختیار کند آن فرزند خوانده فقط وارث همان زن یا شوهر خواهدبود که او را به فرزندی خوانده است مگر در موردی که وارث زن یا شوهر که او را به فرزندی نخوانده نیز موافقت کند که همان شخص معین فرزند خواندة زن و شوهر هر دو به شمار می‌آید.

ماده46ـ در موردی که فردی، بی‌فرزند از جهان درگذرد و فرزند خوانده هم نداشته‌باشد و وصیتی هم نکرده‌باشد، نزدیک‌ترین ورثه (ورثه قانونی) می‌تواند در صبح روز چهارم پس از مرگ، با حضور موبد و حضار، شخصی حقیقی را به سمت پُل‌گذاریِ شخصِ درگذشته معین کند و در این صورت، پُل‌گذاری، سِمَتِ فرزند حقیقی را خواهدداشت.

تبصره ـ صبح چهارم هنگام تعیین پل‌گذار باید گواهی نامه در سه نسخه تنظیم و به امضای ورثه، موبد و چهارتن گواه و سپس به گواهی انجمن زرتشتیان محل سکونت رسانیده و با ثبت در دفترِ انجمن یک نسخه از آن به پُل‌گذار تسلیم گردد.

ماده47ـ در تعیین پُل‌گذار، بستگان نزدیک در گذشته، حق تقدم دارند و چنانچه درگذشته بستگانی نداشته‌باشد، از میان سایر زرتشتیان، شخصی را انتخاب می‌کنند.

10ـ تقسیم ارث

ماده48ـ از دارایی بازمانده از درگذشته موارد زیر از وصیت ارث جدا می‌گردد.

1ـ مخارج خاکسپاری

2ـ مبلغی که برای اجرای مراسم دینی برای شخص درگذشته لازم است و یا برای درگذشتگانی که بر عهده درگذشته فعلی است.

3ـ قروض مسلم درگذشته.

4ـ مبلغی که برای صرف امور خیریه اختصاص داده‌باشد. بقیه به عنوان دارایی خالص او محسوب و در اختیار ورثه قرار می‌گیرد.

ماده49ـ در هنگامی که شخصی زرتشتی (اعم از زن و مرد) بدون وصیت‌نامه بمیرد، و از او پدر و مادر و همسر و فرزندانی بازمانده باشد، دارایی او به این نحو تقسیم خواهدشد:

نخست از کل دارایی خالص او با رعایت مادة 48، به هر یک از پدر و مادر، در صورتی‌که هر دو زنده باشند، یک‌دهم در غیر این صورت یک هشتم، سهم آنکه زنده است، داده می‌شود و نسبت به بقیه دارایی، سهم هر یک از ورثه، اعم از همسر و هر یک از فرزندان پسر و دختر مساوی خواهدبود.

تبصره1ـ اگر در میان فرزندان متوفی فردی درمان‌ناپذیر شامل محجور، سفیه، مجنون یا معلولِ ناتوان وجود داشته‌باشد به اندازه دو برابر سهم‌الارث به او تعلق می‌گیرد.

بصره2ـ برای نگهداری و تأمین مخارج پدر و مادر یا اجداد، هر یک از ورثه به طور مساوی موظف به پرداخت مخارج آنها می‌باشند.

ماده50 ـ هنگامی که بر اثر حوادث، زن و شوهری با هم بمیرند، هیچکدام از یکدیگر ارث نمی‌برند، وراث هر یک از زن و شوهر به طور جداگانه از دارایی آنان ارث می‌برند.

ماده51 ـ هرگاه شخصی بدون تنظیم وصیت‌نامه، بدون همسر و فرزند، از جهان درگذرد، دارایی خالص او با رعایت مادة 49 بین پدر و مادر به طور مساوی تقسیم خواهدشد و در صورت زنده بودن یکی از آنها کلیه دارایی خالص به او می‌رسد و در صورت عدم تعیین پُل‌گذار و نبودن وراث طبقات اول به طبقات بعدی می‌رسد.

ماده52 ـ اگر فرزندی قبل از پدر و مادر فوت شده‌باشد پس از درگذشت پدر و مادر در موقع تقسیم ارث در صورتی که از آن فرزند درگذشته همسر و فرزندی باقی‌مانده‌باشد سهم فرزندی او به همسر و فرزندان وی تعلق خواهدگرفت و در صورت نداشتن فرزند، مطابق مادة 53 ارث می‌برد.

ماده53 ـ در موقع مرگ زن یا شوهر که همسری از او باقی‌باشد بدون آن که فرزندی از خود او مانده باشد، نصف دارایی او بدون وصیت نصیب همسری است که زنده‌باشد و نصف دیگر به پدر و مادر شخص درگذشته خواهدرسید و اگر هیچ یک زنده نباشند کلیه دارایی خالص به همسر او تعلق خواهدگرفت.

ماده54 ـ اگر در موقع فوت شوهری زن او آبستن باشد تقسیم ارث موکول به بعد از وضـع حمـل خواهدبـود و چنانچه بخـواهند دارایی را تقسیم کنند بـاید برای حمل، بهرة مساوی به اندازه سهم دو فرزند کنار گذارند.

ماده 55 ـ هرگاه زن یا شوهر یا هر دو ازدواج دیگری نیز فرزندی داشته‌باشند فرزند هریک از آنها از نامادری و ناپدری خود ارث نمی‌برند.

ماده56 ـ کسی که به مناسبت فرزند خواندگی حق ارث بردن از پدر و مادری که او را به فرزندی خوانده‌اند پیدا کرده‌است این حق مانع از ارث بردن او از والدین و خویشاوندان حقیقی خود نخواهدبود.

ماده57 ـ وقتی که وراث درگذشته، منحصر به چند برادر و خواهر باشد، نسبت ارث هر یک از برادران و خواهران، به طور مساوی خواهدبود.

ماده58 ـ چنانچه فرزندخوانده قبل از فوت پدر خوانده یا مادر خوانده و یا پدر و مادر حقیقی او بمیرد که از او زن و فرزندی باقی نباشد نصف از دارایی او متعلق به پدر و مادر حقیقی و نصف دیگر به پدر و مادر خوانده و یا هر یک از آنها که سِمتِ فرزند خواندگی او را داشته‌است تعلق خواهدگرفت و اگر همسر و فرزندی از او باقی‌باشد، هر یک از پدر و مادر خوانده، و حقیقی یک دهم، اگر هر دو زنده باشند در غیر این صورت یک هشتم سهم هر یک که زنده‌باشد، خواهدبود و بقیه بین همسر و فرزندان، به طور مساوی تقسیم خواهدشد.

ماده59 ـ در صورتی که فرزند خوانده‌ای پس از فوت پدر و مادر خوانده از جهان درگذرد و از او زن و فرزندی باقی نباشد دارایی او بین پدر و مادر حقیقی یا وراث آنها تقسیم خواهدشد.

ماده60 ـ قتل از موانع ارث است، بنابراین کسی که مورث خود را از روی عمد بکشد، از ارث او محروم می‌شود.

ماده61 ـ اگر در میان وراث، غایبِ مفقودالاثری باشد سهم او به مدت 5 سال کنار گذارده می‌شود تا حال او معلوم گردد.

ماده62 ـ چنانچه یکی از ورثه مذکور در این آیین‌نامه تا هنگام فوت مورث زرتشتی خویش و یا پس از آن از دین زرتشتی خارج شود، ارث به او تعلق نمی‌گیرد.

11ـ وصیت

ماده63 ـ هر زرتشتی می‌تواند به موجب وصیت، اموال خود را میان ورثه و یا اشخاص دیگر تقسیم کند و یا برای امور خیریه دیگری که بخواهد پس از مرگ خود وصیت کند. تخلف از وصیت جایز نیست.

ماده64 ـ در صورتی که موصی بعد از وصیت فرزندان دیگری پیدا کند یا پس از درگذشت او حملی ظاهر شود و مسلم نباشد که موصی قصد محروم کردن فرزندان بعدی یا حمل را از ارث داشته به هر یک از آنها به قدر سهمی که با فرض نبودن وصیت، از تمام دارایی بهره‌ور می‌شده سهیم می‌گردند.

ماده65 ـ شخص زرتشتی نمی‌تواند وصی غیرزرتشتی برای بازماندگان خویش تعیین کند.

ماده66 ـ در صورت نبودن وصیت و ورثه‌ای از طبقات اول و دوم، کلیه دارایی‌های خالص در گذشته با رعایت مادة 49، بطور مساوی متعلق به طبقه سومی یعنی پدر بزرگ و مادر بزرگ اعم از پدری یا مادری (هر یک زنده هستند) خواهدبود. و در صورت زنده‌نبودن هیچ یک از آنها، تمام دارایی مابین طبقه چهارم، به طور مساوی تقسیم خواهدشد.

ماده67 ـ در صورتی که شخصی زرتشتی بدون تنظیم وصیت‌نامه بمیرد و وارثی نیز نداشتـه‌باشد و در صبح چهـارم، نیز پُل‌گذاری تعیین نگردد، تمـام دارایی درگذشتـه به انجمن زرتشتیان محل سکونت واگذار می‌شود، تا صرف امور مراسم دینی به نام درگذشته و امور خیریه زرتشتیان گردد.

ماده68 ـ در صورتی‌که انجمن زرتشتیانی در محل سکونت نباشد، در تمام مواردی‌که در این آیین‌نامه آمده‌است انجمن زرتشتیان تهران صالح خواهدبود.

12ـ ترتیب طبقات ارث

ماده69 ـ در طبقات وراث طبقه اول مقدم بر طبقه دوم و دوم مقدم بر سوم است و به همین نحو طبقات بعدی بشرح زیر:

طبقه اول ـ زن یا شوهر، فرزندان، پدر و مادر و فرزندزاده درمواردی که برابر این آیین‌نامه قائم مقام فرزندان درگذشته واقع می‌شوند.

طبقه دوم ـ برادر و خواهر درگذشته و فرزندان آنها هرقدر پایین برود.

طبقه سوم ـ جد و جده.

طبقه چهارم ـ عموها و عمه‌ها و خالوها و خاله‌ها و فرزندان آنها.

تبصره ـ با بودن هر یک از وراث درجات اول در طبقه دوم و چهارم، درجات بعدی از ارث محروم می‌گردند.

منبع  http://www.dinebehi.com

برچسب‌ها: دین زرتشت

تاريخ : چهار شنبه 11 / 8 / 1394 | 11:17 قبل از ظهر | نویسنده : کوروش پارسی |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب علمی
  • وب انجمن آسمان آبی
  • وب زرفان
  • وب مستر کد